گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )

50

گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )

همين سبب وظيفه خود مىدانم كه با توجه باهميت و موقعيت اين حادثه با حرارت و دقت موضوع را دنبال كنم . روز چهارشنبه بيست و سوم اكتبر مهماندار دربار دوباره بملاقات من آمد و گفت كه پادشاه قصد دارد چند روز ديگر در خارج از شهر بگذراند و امر كرده است كه من تاريخ ورودم را شخصا باتفاق وى تعيين نمايم و به حاكم شهر اصفهان كه مرتضى قلى بيگ نام داشت و به كلانتر و نيز به داروغه شهر دستور داده است كه مرا در خارج از شهر استقبال نمايند و نيز به حاكم جلفا امر كرده است كه با تمام ارامنه حوزه مأموريتش تا اقامتگاهم در بيرون شهر بيايند و مرا تا شهر همراهى كنند . اما چون هنوز بعضى از لوازم مورد احتياج را براى ورود به شهر آماده نداشتم با مهماندار توافق كرديم كه روز ورودم اول نوامبر باشد . در روز معهود مهماندار به اتفاق چند تن به محل سكونتم آمدند و من هماندم بر روى زين قرار گرفتم و مهماندار توسط قاصدى به اطلاع حاكم اصفهان رسانيد كه او نيز سوار بر اسب شود و در ميان جاده همديگر را ملاقات نمائيم . زيرا موفق نشدم كه او را تا منزل مجبور به استقبال كنم . ولى حاكم جلفا با بيش از پانصد سوار و دو تن از فرقه ژزوئيت « 1 » ، سه كارم « 2 » ، سه دو مينيكن « 3 » ، دو اسقف كاتوليك و ساير كاتوليكهاى كليساى رم واگوستن و تعداد زيادى از فرانسوىها و انگليسىهاى ساكن دربار ايران به اقامتگاه هم آمدند ، فقط هلندىها در اينمورد ابراز احترام ننمودند . در اينجا تشريفات ورودم را بدربار اصفهان براى آن جناب مىنگارم . پيش از قرار گرفتن بر روى زين لوازم سفر خود و همراهانم را با چند اسب و سوار روانه كرده بودم و پيشاپيش موكب ما سه تن شيپور زن راه مىپيمودند ، در پشت آنها چهار سوار مىرفتند و چهار نفر دهنه اسبها را در دست داشتند آنگاه چهار ايرانى كه در خدمت من بودند و بعد از آنها مهماندارى كه به امر خان لار در تمام طول راه

--> ( 1 ) - Jesuites ( 2 ) - Carmes ( 3 ) - Dominicains